کامپیوتر برای همه
هر
روز منتظر بودم اما جوابی نرسید .میخواستم هر ثانیه بنویسم که چقدر در حال کوچک
شدنم ..کجایید همراهان روزهای نا امیدی ... من در این گوشه اتاق در حال اتمامم
واغازم را در برهوت نادانی گم کرده ام و چشمانم دیگر نمیخواهد فروغ تک تک ارزوهایم
رابربایند وبا خود از شهر ارزوها به دنیای واقعی ام بیاورند ..بگذارید یاد بگیرم
که چگونه مانند تک تکتان عاشق لحظه های بی بازگشت شوم ...ای رهروان راه پیروزی و
ای پیام اوران روزهای موفقیت وای .... اینجا یک نفر در اب دراد می سپارد جان
برای دیدن بقیه ی مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
پسر ایرونی باغ بهاره قلبش نشونی از خزون نداره قلبش
همیشه سرسبز و قشنگه چشماش شیرین تر از عسل می مون
حرفاش
پسر ایرونی یکی یه دونس عزیز آسمونه تک تک دنیا می دونن خوب و مهربونه
هر جای دنیا که باشه شاخ گل ایرونه پسر ایرونی سرسبده شاخ گل
ایرونه
نجابت از قد و بالاش می ریزه پسر ایرونی
هر جا باشه عزیزه
همیشه به فکر عشق و ابروشه میون نگاش
چشمه عشق می جوشه
پسر ایرونی یکی یه دونس عزیز آسمونه تک تک دنیا می دونن خوب و مهربونه
هر جای دنیا که باشه شاخ گل ایرونه پسر ایرونی سرسبده
شاخ گل ایرونه
دلارام دلم آرام من کو؟
درین باران غم پس
بام من کو؟
دلارام دلم کو ؟ان
نگا کو؟
برین کشتی شکستی نا
خدا کو؟
پس آن رویای دیروزی
کجا رفت؟ اسیر باد پاییزی چرا رفت؟
دلارام دلم دلتنگم از دل
که ای دل! پای رفتن مانده در گل
برای زخم جان کو جان پناهی؟
دلم می سوزد در سینه آهی
دلارام دلم آرام من کو ؟
درین باران غم پس بام من کو؟
از فرنگیس همایونفری از تهران
بر خاک بخاب نازنین تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشکهای خودفهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
یعنی باید باور کنم دیگه نیستی یعنی باید باور کنم.
چجوری میتونم اون همه خاطراتت رو یک شبه پرپر کنم
یکی دوروز نیست اخه صحبت یک عمره که دارم برای تو میمیرم.
میدونم محال بدونه تو نمیتونم یک لحظه رو سر کنم
مگر من رو دوستم نداری که اینجوری میذاری میری بی خیال ما میشی. مگر فکر کردی
من بازیچه ام که یک روز میگی دوسم داری و فرداش میری
اخه چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگ بدون تو نمیتونم .بگو کی اومد به جای
من افتادم از چشمهای تو نگو لایق تو نبودم.
شالیزار دستای تویه معجزه
چشم سیاه نذار که غم پر بگیره
مروارید خنده ها ت
بارون انتظار من
به کویر فردا می یاد تا که نهال عشق مون
از تو زمین بیرون
بیاد
ناز دستای تو رو یه روزی دستای من
روزی که با هم بودن
دلاها ی ما جشن می گیرن
اگه یه رو ز زنده
بشه کویرخشک شالیزار
مترسک چشمات می شم
کلاغای غم می میرن
مهربون آرزو هام
اندیشه فتح امید سیاهی
چشات شدم وقتی نسیم
تو دمید
تو مرهم درد منی من
گیج تب زده
با تو دیگه از تو صدام هجم و غریبی پر زده
اگه با دستای تو دوباره پر بگیره پرنده اسیر عشق
مترسک غم بمیره تو
اسمون شالیزار پر می زنن
چکاوکا یواشکی بیرون میان از تو زمین شقایقا
ناز دستای تو رو یه روزی دستای من
روزی که با هم بودن دلاها ی ما جشن می گیرن
اگه یه رو ز زنده
بشه کویرخشک شالیزار
مترسک چشمات می شم
کلاغای غم می میرن
شالیزار دستای تویه
معجزه چشم سیاه نذار
که غم پر بگیره
مروارید خنده ها ت
بارون انتظار من به کویر فردا می یاد
تا که نهال عشق مون از تو زمین بیرون بیاد
من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونی!
پس دلم تا کی فضای
غصه رو میهمونیه!؟
من دیگه بسه برام
تحمل این همه غم!
بسه جنگ بی ثمربرای
هر زیاد و کم!
وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی؟
واسه عشق های تو
خالی ساده مردن واسه چی؟
نمی خوام چوب حراجی
رو به قلبم بزنم!
نمی خوام گناه بی
عشقی بیفته گردنم!
نمی خوام در به در
پیچ و خم این جاده شم!
واسه آتیش همه یه
هیزم اماده شم!
یا یه موجود کم و
خالی پر افاده شم!
وایستا دنیا من می
خوام پیاده شم !
همه حرف خوب می زنند اما کی خوبه این وسط!
بد و خوبش به شما
ما که رسیدیم ته خط !
غربونت برم خداچه قدر غریبی رو زمین!
آره دنیا ما
نخواستیم دل و با خودت نگیر !
نمی خوام در به در
پیچ و خم این جاده شم!
واسه آتیش همه یه
هیزم اماده شم !
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم!!
وایستا دنیا من می
خوام پیاده شم!!
این همه
چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد؟!!
اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد ؟!
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست؟
این همه طلسم و ورد
جای خوش دعا کجاست؟
نمی خوام در به در
پیچ و خم این جاده شم!
واسه اتیش همه یه
هیزم اماده شم!
یا یه موجود کم و
خالی پر افاده شم!
وایستا دنیا من می خوام پیاده شم !!
ای سپیده دم نم نم بارون و پرواز
یه حس غریبه آواز یه بهانه موسم آغاز
ای عشق من اوج
پاییزشدبا تو بهارم
تا مرز عشق من باید بمانم
وقتی با شی تاابد تو یارم
یه شب تو خواب دیدم که توی آسمون
توی دستای تو شدم
رنگین کمون
هفت رنگ آشنا منم دریاد تو
اگه باشی با من منم
فریاد تو
طلوع کن تو ای خورشید طلایی
از پشت ابرا قلبم و
نگاه کن تویی
که حس عشقی روی لبهام
منو تا عشق با خود
هم صدا کن
تو یادم کن فراموشم تو
روشن کن که خاموشم
نبر عشق از آغوشم بگو قلبت پشیمونه نبر عشق
از این خونه تو باور کن
کلام من
مجنون تر از تو عاشق نمی بینم
اشکامو پاک کن مهتاج
تسکینم
آرامش من ای عشق دیرینم
بی تو هیچم بی تو می
میرم
ای سرنوشت سازم ای بال پروازم
آیا ندارم بگو که آغازم
من رفته از یادم گم گشته فریادم
بی تو اسیرم با تو آزادم
من مجنون تر از تو عاشق نمی بینم
اشکامو پاک کن مهتاج
تسکینم
آرامش من ای عشق دیرینم
بی تو هیچم بی تو می میرم
قلب منی عزیز من دوست دارم یه عالمه
هر چی به پات گل
بریزم باز می دونم خیلی کمه
روز و شبم بدون
تومی گذره اما خیلی سخت
ناندارم بی تو باشم
بیا بمون کنار من
تو عشق من تو جون
من فرشته نجات من
امید من قرار من
بیا تو باز کنارمن
بمون تو در کنار من
عشق منی عزیز من
بخوای نخوای مال منی
کاش یه روز از راه برسه از این و اون دل بکنی
بذار که عطر نفسات پر کنه
قلب خونه رو
می خوام که عاشق بمیرم حتی اگه بگی برو
تو عشق من تو جون
من فرشته نجات من
امید من قرار من بیا تو باز کنارمن
بمون تو در کنار من
عشق منی عزیز من بخوای نخوای مال منی
کاش یه روز از راه
برسه از این و اون دل بکنی
بذار که عطر نفسات
پر کنه قلب خونه رو
می خوام که عاشق
بمیرم حتی اگه بگی برو
تو عشق من تو جون
من فرشته نجات من
امید
من قرار من بیا تو باز کنارمن بمون تو در
کنار من
اسم تو نجاتم داد از دام تاریکی شب
عطر گل اورده یعنی که تو نزدیکی
می بوسمت امشب یا نه می ترسم
از اینه بی طاقت دل گرچه این فاصله شیرینه
خاطرات من با تو کوتاهه ولی کم نیست
من گذشتم از دنیا غیر از تو رو یادم نیست
تو مال خودم می شی این معجزه من بود
این بار بخواه از من دستات و بگیرم زود
عکسای تو تاریکی چشمای تو غمگینه
من ماه تو می شم که دنیا تو رو می بینه
خاطرات من با تو کوتاهه ولی کم نیست
من گذشتم از دنیا غیر از تو رو یادم نیست
به خاطرم دلم شده یه شب بیا بخوابم
برای لحظه ای شده بیا بمون کنارم
نکنه یه روز بری سفر بری یه روزی بی خبر
دلم می گیره نازنین بیا منو با خودت ببر
هرچی بخوای همون می شم برات می مونم همیشه
اگه بگی دوسم داری هر چی بخوای همون می شه
بخاطر تو از خودم از همه دنیا می گذرم
دنیا چیه بخاطرت از دل و جونم می گذرم
هر چی که عشقه با نگام نثار چشمات می کنم
گلای دنیا رو همه نثاردستات می کنم
هرچی بخوای همون می شم برات می مونم همیشه
اگه بگی دوسم داری هر چی بخوای همون می شه
ستاره ها ی آسمون کمه بریزم رو سرت
عطر یه دنیا گل سرخ می گیرم از عطر تنت
خورشید وماه می گیرم ازآسمون اون چشات
دنیا رو آتیش می زنم با حرم داغ نفسا
هرچی بخوای همون می شم برات می مونم همیشه
اگه بگی دوسم داری هر چی بخوای همون می شه
در زندگي بارون نباش که فکر کنند
با منت خودتو به شيشه مي کوبي
ابر باش تا منتظرت باشن که بباري
آره تو همونی که می خوام آره همونیم که تو می خوای
حالا که همی چی جوره جوره زود باش بگو باهام می یای
تو همونی که با یه نگات می خوام بشم عاشق چشات
کسی بخواد تو روبگیره اونو می شونم سر جاش
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی
آخه جونه تو بسته بجونم اگه بری دیگه نمی تونم
آخه اسم تو رو که می یارم می شی همه دارو ندارم
از چی می ترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم
ای که تموم زندگیم با اسم تو شروع می شه یه روز نیاد به من بگی دیگه از پیش من برو
ستاره ی شبای من نوبت آسمون منه بیا که قلب من فقط به خاطر تو می زنه
هنوزم منتظرم هنوزم دوست دارم هنوزم کنج دلم یه جوری خونه داری
می دونی می دونی چشم براهتم آخه بگو کجایی نگو از من دیگه سیری حرف گفتنی نداری
منو با این همه احساس دسته گریه می سپاری ای حظور تو همیشه یه بهونه واسه موندن
واسه من غم حظورت لحظه لحظه جون سپردن میون صفحه آبی و قرمزیه
روزی میاد منو تو برسیم به هم دوباره دست گرمت و بگیرم بمیرمواسه نگاهت
توی این شهر دورنگی پر از قلب های سنگی کی می گه قلب طلایی تو مننسپری دست زرنگی
اومدی با من بمونی یادته من ستاره شدم و تو آسمونی
تو یادم کن فراموشم تو روشن کن که خاموشم
نبر عشق از آغوشم بگو قلبت پشیمونه نبر عشق
از این خونه تو باور کن کلام من
مجنون تر از تو عاشق نمی بینم
اشکامو پاک کن مهتاج تسکینم
آرامش من ای عشق دیرینم
بی تو هیچم بی تو می میرم
ای سرنوشت سازم ای بال پروازم
آیا ندارم بگو که آغازم
من رفته از یادم گم گشته فریادم
بی تو اسیرم با تو آزادم
من مجنون تر از تو عاشق نمی بینم
اشکامو پاک کن مهتاج تسکینم
آرامش من ای عشق دیرینم
بی تو هیچم بی تو می میرم
شوق سفر نداشتی قصد گذر نداشتی
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی نداشتی
رفتی و تو ی قلبم یادتو جا گذاشتی
روی تموم حرفات یه دفعه پا گذاشتی یه دفعه پا گذاشتی
بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذا ره
ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره
بی تو چی مونده با من جز یه صدای خسته
جز یه نگاه خاموش جز یه دله شکسته جز یه دله شکسته
بال وپرم بودی خبر نداشتی تاج سرم بودی خبر نداشتی
سایه به سایه هرطرف که بودم همسفرم بودی خبر نداشتی
پر زدی وندیدی بال سفر نداشتم گفتی رها شو
اما من دیگه پر نداشتم کوه غمو روشونم
دیدی وبر نداشتی من با تو زنده بودم
اما خبر نداشتی!
خواننده:خواجه امیری
خیلی زود تر از آمدنت می روی
من می مانم وحسرت های یک روز تلخ ولی از قلب عاشق تو ممنونم هزاران بارچرا که عاشق شدن را بی توقع و بی من برای من گذاشتی
این بار هم بی منت برگرد.................................
سر کلاس رياضي بود که استاد اومد دو خط موازي رو تخته کشيد. خط پاييني نگاهي به خط بالايي انداخت و در دل خود عاشقش شد. خط بالايي نگاهي به خط پاييني انداخت و در دل عاشقش شد. در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
سمي ترين کلمه"غرور"است...آن را بشکن. دوستانه ترين کلمه"رفاقت"است...از آن سواستفاده نکن. رسا ترين کلمه "وفاداري"است...سر عهدت بمان. سازنده ترين کلمه"گذشت"است...آن را تمرين کن. و هدفمندترين کلمه"موفقيت"است...پس پيش
عشق،ايستادن در زير باران و خيس شدن با هم،نيست؛ عشق آن است که يکي،چتر شود و ديگري،نفهمد که چرا خيس نشد
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاط و باشه... من قشنگم اگه با تو باشتم اما تو هرجور که باشي قشنگی
زباله ها را به موقع جلوي در بگذاريد،با رفتگرها با احترام برخوردکنیدد،ماهيانه و عيدي آن ها را به موقع پرداخت کنيد...اين جا ايران است...ممکن است يکي از همين ها فردا رئيس جمهور شود
بخشش زمانی آسان می شود که ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعفهای خودمان و اینکه ما نیز امکان اشتباه کردن داریم معترف باشیم
همیشه غمگین ترین و رنج آورترین لحظه ای زندگی آدم توسط کسی ساخته میشود که شیرین ترین و به یاد
ماندنی ترین لحظه ها رو براش ساخته
تپه هاي شني باباد از هم ميپاشند ولي صحرا هميشه صحرا ميماند اين است افسانه عشق
اگه کسي رو دوست داشته باشي نمي توني تو چشماش زل بزني... نمي توني دوريش رو تحمل کني... نمي توني بهش بگي چقدر دوسش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري.. براي همين عاشقا ديوونه مي شن
: برای عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
میدونی چرا یه خدا به انسان دو دست داده دو تا پا داده دو تا گوش داده ولی یک دونه قلب داده برایه اینکه بگردی دومیشو پیدا کنی
میدونی چرا بین انگشت ها فاصله است؟؟برایه این که روزی این فاصله با دستهایه دیگری پر شود
: زندگي راز بزرگي ست كه در ما جاري است زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست زندگي وزن نگاهي ست كه در خاطره ها مي ماند شايد اين حسرت بيهوده كه در دل داري شعله گرمي اميد تو را خواهد كشت زندگي درک همين اکنون است زندگي شوق رسيدن به همان فردائيست كه نخواهد امد
دست به سرت کردم ورفتی که دیوونه شی
رفتی که با دردخود رفیق وهم خونه شی
جون به لبت کردم وگیج وپریشون شدی
در به درم موندی وگریون وحیرون شدی
گفته بودم ناز نکن این همه با آب وتاب
گفته بودم زندگی داره حساب و کتاب
گفته بودم که آخر قصه پشیمون می شی
بین زمین وهوا چرخه گردون می شی
دل بود ودلدادگیش با همه سادگیش
هر کی بود هر چی بود می ره پی زندگیش
اگه یه روزی پایه تو از همه غافل شدم
باهمه دیوونگیم یک دفعه عاقل شدم
ترانه سرا:مریم دلشاد
|
تا تو رفتی واژه ها در گیر یک طوفان شد واژه ها و دست هایم سست و بی ایمان شدند
لب گشودم نام زیبای تو را ای ماه شب در همان شب که غزل ها زاده ی باران شدند
باد می پاشد تو را در خواب پاییزی من از همان روزی که قلب واژه ها بی جان شدند
رفتی و من مانده ام با کوله باری از غزل کاش می دیدی غزل ها زاده ی باران شدند شعر از:علی کیانلویی |
تو در بیدادشب فانوس بودی
دل غم دیده رامانوس بودی
به هنگام سکوت سرد ساحل
خروش گرم اقیانوس بودی
==========================
آن روز هوای شهر خورشیدی بود
هر جا سخن از بهار توحیدی بود
یاران سحر سرود سر می دادند
چون آخر عمرشام نومیدی بود
============================
مرغ سحری نوای نو تر زده است
کوچید خزان و لشکر گل خیمه
دردامن دشت بار دیگر زده استگرفته است سنگی به پای دل من شکسته است و زخمی است وای دل من
بیا وببین کزغم تو چه کوهی نشسته است بر شانه های دل من
دلم را به جایی ببربیکرانه که در سینه تنگ است جای دل من
چه خوب است امروز باران ببارد که ابری است ابری هوای دل من
بیایید یاران خوب وصمیمی بگرییم با هم برای دل من
تا جاری زندگانیت آمده ام تا ساحل مهربانی ات آمده ام
باعشق بیا به پیشواز دل من ای خوب به مهمانی ات آمده ام
شعر:
فاطمه را کعی)
در دو روز عمر کوته سخت جانی کردم
با همه نا مهربانان مهربانی کردم
هم دلی هم اشیانی هم زبانی کردم
بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سر انجامی که بخشاید نویدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست
من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کردم
نه شکایت از دورنگی های یاران کردم
گرچه شکوه بر زبانم میفشارد استخوانم
من که با این برگ ریزان روز شب سر کرده ام
صد گل امید را در سینه پر پر کرده ام
دست تقدیر این زمانم . کرده هم رنگ خزانم
پشت سر پلها شکسته . پیش رو نقش سرابی
هوشیار افتاده . مستی در خراباته خرابی
مهربانی کیمیا شد . مردی دیریست مرده
سرفرازی را چه داند. سر به زیری سر سپرده
میروم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم
گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم
بر کلام نا هماهنگ جدایی خط کشم
در سرود افرینش نغمه ای موزون کنم
در دو روز عمر خود بسیار دلمرده دیده ام
بس ملامت ها کزین نامردمان بشنیده ام
سر دهد در گوش و جانم . موی هم رنگ شبانم
من که عمر رفته بر خاکستر غم چیده ام
زین سبب گردی ز خاکستر به خود پاشیده ام
گر بمانم یا نمانم . بنده پیر زمانم
به پای چوبی من تبر زده نگاه تو من نمیتونم برم اما تو حی میگی برو اخه من کجا برم هرجا برم بازم تویی پیش پای لنگ من یکه و تنها این تویی.
تو و فاصله با هم یکی شدید من و پاهام به رسیدن نا امید کاش میشد میرسیدم تا بدونم تو و فاصله به هم چیا میگید؟
تو و فاصله با هم یکی شدید من و پاهام به رسیدن نا امید کاش میشد میرسیدم تا بدونم تو و فاصله به هم چیا میگید؟
به صدای من کمی گوش بده دل به این خسته ی خاموش بده ببین از چی میخونم برای تو ای همه ی هستی من فدای تو .
تو و فاصله با هم یکی شدید من و پاهام به رسیدن نامید کاش میشد میرسیدم تا بدونم تو و فاصله به هم چیا میگید؟
تمام هستی ام بر باد رفته است به باغم از خزان بیداد رفته است
ز ژرفای دل اند وهگینم به اوج آسمان فریاد رفته است
به سرتاپای عالم همدمی نیست جراهت های دل را مرهمی نیست
کویر سینه پژمردگان را درین فصل عطشناکی نمی نیست
شعر:مرتضی صحرایی
من و تو زخمیه یک تیر من و تو از همه دلگیر تک و تنها توی راهیم من و تو بی تکیه گاهیم
من و تو هرچی دویدیم نرسیدیم نرسیدیم از رفیق و نا رفیقا چه ها دیدیم و کشیدیم
مارو مثل یه سایه کردن انکار و ندیدن بعضی ها اما چه ساده به ته دنیا رسیدن
من و تو هردو یه رودیم به امید دریا بودیم سد زدن جلوی رامون ای خدا چی بود گنامون؟
اما با این دل زخمی با این پایی که شکسته چاوشی بخون همیشه نشو از زمونه خسته
بخون از روزای برفی بخون عشق نداره صرفی ازون لنگه کفش پر غم بخون تا نمیره کم کم
بخون تا همه بدونن همه روزامون سه شنبست رئیس خوشگلامون خانومه اما یه دندست
بخون از کلاغ سیاهه که دلش شده هوایی نترسید و رفت آخر سوی پاکی و رهایی
بخون محسن تا همیشه تو با اون صدای خسته نبینه خیر الهی کسی که دلت شکسته
با تشکر از نسترن جان
موج دامنی که می رقصه
تو باد
یه بغل مو های آزاد
تب پیشونی من امشب دستات و می خواد
تو آغوش گرمت منو نگه دار
نفسامو بشنوه دیوار
منی که رقصیدنم از یادم رفته انگار
حالا این دیگه منم
می خوام سکوتم و بشکنم
اگر چه تلخ حرفام هی خودم و خط زدم
به تو مهر نباید زدم
ولی دیگه نمی خوام
تا آخرراه می یام با تو هر جای دنیا می یام
بخواب نزدیک نبزم رسوای عالم بشم
بذار همه جا الم بشم
می خوام با تو برقصم
یه دامن پر گل دورش پر خاک
بذار زخمی شه دستام
تو رو می ذارم تو قلبم میریزه دیوار
تو رو می بوسم اگه حتی گناهه
خدا امشب نزدیک ماهه
اونی که قلبی رو
شکسته رو سیاهه
«زخم»
من با زخم زبون هات رفيقم
مرهم بذار با حرفات، رو زخم عميقم
با توام که داري به گريه م مي خندي
کاش بياي و به من دل ببندي
تنها بودن يه کابوس شومه عزيزم
کار دل نباشي تمومه عزيزم
امدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری امدی دیدی دلم را خسته در کنج صبوری
وقت تاریکهای جاده با تو یک فانوس امد تشنه بودم قطره ای را با تو اقیانوس امد
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد
ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم غصه معنایی نداره تا تو میخندی برایم
پیش تو از یاد بردم روزهای سختی ام را عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختی ام را
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست ندارهو
باتشکر از دوست عزیزم ارغوان زلزله
مثل برگي خوشك تنها روي شاخه موندم اينجا
حيرونم توي چنگ وحشي باد بردم از خاطر و ازياد
بپوسم همه ي روزاي من قصه بودن من توي آينه دلها
مثل شب سياه و سرده مثه ابرا رنگ درده
*** تو شتاب لحظه ها من با خودم يكه و تنهام
ميدونم همه ي روزاي من قصه بودن من توي آينه دلها
مثل شب سياه و سرده مثه ابرا رنگ درده
مثل يه غروي تنها كه ميشينه پشت ابرا يه سكوت...
توي اين بيهودگي ها لحظه ها رو ميشمارم
انتظار...
ازعذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت واسه ی بودن با تو ندارم یک لحظه فرصت
این جا اشک تو چشامون به کسی نشون ندادم اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمی یارم
وقتی نیستی هر چی غصه هست تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم از ثانیه از قصه رفتنت می سوزم کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاراز تو خاطراتت تنهاباقی مانده از تو
وقتی نیستی یاد توهرنفس آتیش می زنه به این وجودم کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم
از عذاب رفتن تو می سوزم تواوج غربت واسه ی بودن با تو ندارم یک لحظه فرصت
اینجا اشکه تو چشامون به کسی نشون ندادم اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمی یارم
وقتی نیستی هر چی غصه هست تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم از ثانیه از قصه رفتنت می سوزم کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاراز تو خاطراتت تنهاباقی مانده از تو
وقتی نیستی یاد توهرنفس آتیش می زنه به این وجودم کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم
تو که بردی ازدلم قرارمن بیا برگرد وبمون کنارمن
من می خوام ببینمت بهت بگم: عزیزم فقط تویی بهارمن
تو خودت خوب می دونی نمی شه ازت دل بکنم
دل من تنگ برات چرا نمی یای به دیدنم
یک روزازراه اومدی شدی گل سرخ باغ من
چی شده که این روزها دیگه نمی یای سراغ من
دیگه نمی یای دیگه نمی یای سراغ من
نمی خواهم چشمات روگریون ببینم
توروازعشق پشیمون ببینم
نمی خواهم این دوسه روززندگی دل نازک توروخون ببینم
تو خودت خوب می دونی نمی شه ازت دل بکنم
دل من تنگ برات چرا نمی یای به دیدنم
یک روزازراه اومدی شدی گل سرخ باغ من
چی شده که این روزها دیگه نمی یای سراغ من
نمی خواهم چشمات روگریون ببینم
توروازعشق پشیمون ببینم
نمی خواهم این دوسه روززندگی
دل نازک توروخون ببینم دل نازک توروخون ببینم
توکه بردی ازدلم قرار من بیا برگرد و بمون کنار من
من می خوام ببینمت بهت بگم عزیزم فقط تویی بهارمن
تو خودت خوب می دونی نمی شه ازت دل بکنم
دل من تنگ برات چرا نمی یای به دیدنم
یک روزازراه اومدی شدی گل سرخ باغ من
چی شده که این روزها دیگه نمی یای سراغ من
توکه بردی ازدلم قرارمن بیا برگرد و بمون کنارمن
من می خوام ببینمت
بهت بگم عزیزم فقط تویی بهارمن
توخودت خوب می دونی نمی شه ازت دل بکنم
دل من تنگ برات چرا نمی یای به دیدنم
یک روزازراه اومدی شدی گل سرخ باغ من
هممون در نقش یک بازیگریم با همیم تو بازی های روزگار از درو ن هم ولی بی خبریم بی خبریم زندگی تولد یک خاطرست انگاری شروع یک نمایش کاش کی از دنیا این خاطره ها سهم ما تموم خوبی ها بشه
توی پشت صحنه غریب زندگی خوبی و بدی میمونه یادگار زندگی برای ما یک خاطرست از تموم قصه های روزگار از تموم قصه های روزگار
بهتر به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر تور که باشه می گذره منو تو مسافریم تواین روزا مثل خورشید تو نگاه پنجره
هممون پشت نقاب صورتا همیشه از صبح تا شب غایم می شیم واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روح مون خط می کشیم اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه ها ثانیه ها ابری شدن بیا با من بیا با من
توی پشت صحنه ی دنیای ما خوبی و بدی می مونه یادگار زندگی برای ما یه خاطرست از تموم قصه های روزگار
توی پشت صحنه ی دنیای ما خوبی و بدی می مونه یادگار زندگی برای ما یه خاطرست از تموم قصه های روزگار
پشت سرت نگاه کن اون که داره
رفتنت رو می بینه منم من
وقتی میری پشت سرت نگاه کن
اشکهایی که میریزه اشک من
اونی که عاشق وخسته است منم
با دلت سوخته و ساختست منم
این منم حسرت نشین لحظه ها
حسرت نشین کوچه و خاطره ها
از دوری نگاهت میسازم از تو قصه
قصه ای از جنس بارون اشک وقلب های خسته
از دوری نگاهت میسازم از تو قصه
قصه ای از جنس بارون اشک وقلب های خسته
کاشکی میدیدی اشکهام از چی داره نشونه
حسرت روزهای رفته دلم بد جور گرفته
قناری مونده زیر بارون عاشق شبهای بارون
حسرت روزهای رفته دلم بد جور گرفته
قناری مونده زیر بارون عاشق شبهای بارون
حسرت روزهای رفته دلم بد جور گرفته
قناری مونده زیر بارون عاشق شبهای بارون
آه از آن شب که ببینم رخ زیبای تو را
چشم حیران کند طلب سیمای تو را
سرو قامت شده ای دربر یک تازه نهال
سایه خواهم زعشق قامت رعنای تورا
کافر عشق شدم تا که شوم رهرو عشق
قبله ام نیست مگر خاک ره پای تو
خوبرویان دگر حلقه زدن بر در دل
به هیچ کس نیست که گیرد به دلم جای تو را
حقته بی قراری شیون وگریه زاری توهمونی که می گفتی هیچی دوستم نداری
فرقی اگه نداره بود ونبودن من پس چراغرق اشکی موقع رفتن من
قید من رو دیگه بزن که دارم از اینجا میرم
تنها میدم دل به سفر دست توروهم نمیگیرم
فرقی اگه نمی کنه گریه و زاری چیچیه ؟
برنمیگردم تا نگی اون که تو قلبته کیه؟
گفتم که رفتنت یک روزقاب دلم رو می شکنه
گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستن
هروقت که بارون می زنه تو روکنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
گفتم بمون اون روزمیاد غصه هامون تموم می شه
گفتی اگه باهام باشی لحظه هامون حروم می شه
هروقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
وقتی رفتی همه دنیا روسرم
انگاری خراب شد ودلم شکست سازمن زانوی غم بغل گرفت
رفت و کز کرد گوشه ی اتاق نشست!
هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون می زنه توروکنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
از وقتی رفتی هیچ کسی همدرد وهم رازم نشد
هیچ کسی حتی یک دفعه هم غصه سازم نشد
رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون
دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
هروقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم